سلام دختر گلم

الان که برایت نامه مینویسم ، حدود یک ساعت است که خوابانده امت و مامان هم رفته که با هیات مسجد محل برود و هیات های عزاداری را تماشا کند، آخر امشب شب عاشورا است. قبلش هم  رفته بود و به رسم چند ساله در امامزاده ای نزدیک میدان بهارستان، شمع روشن کرده بود. ظهر هم که عمه مامان، نذری داده بود و شما ناهار آنجا بودید، من هم که رفته بودم سر کار ، برنامه های تولیدمان خیلی عقب است و نفرات را مجبور کرده ایم که تاسوعا را هم بیایند سرکار و اگر من که مدیرشان هستم ، نمیرفتم خیلی نامردی بود.

احتمالا وقتی که تو هم بزرگ میشوی این نامه ها را میخوانی هنوز این رسم چند صد ساله پابرجا باشد و خودت هم میتوانی مثل مامانت در این هیاتها حاضر شوی ولی شاید سبک و سیاق این مراسم نسبت به الان تغییر کرده باشد همانطور که الان نسبت به زمان بچگی ما تغییر کرده است. آن موقع که ما کوچک بودیم هیاتها خیلی ساده تر بودند، الان ولی سادگی اولین چیزی است که از همه جا - از جمله هیاتهای مذهبی- رفته است.

البته عاشورا حدود 1400 سال پیش اتفاق افتاده و اینکه گفتم رسم چند صد ساله به خاطر این است که این نحو مراسم در ایران فکر میکنم از زمان صفویه باب شده است و قبلش اگر هم بوده با این شکل و شمایل و وسعت نبوده است و آنقدر نشانه های ایرانی و حتی رومی در آن استفاده میشود که منحصر به فرد بودن و ایرانی بودنش کاملا واضح است و البته داد خیلیها را هم در آورده.

من هروقت که عاشورا میرسد به اینکه واقعا علت سفر امام حسین چه بوده و اگر نمیرفت چه میشد و از اینجور چیزها خیلی فکر میکنم (البته بهتر است بگویم فکر میکردم) چون الان مدتی است که تقریبا تصمیم خودم را در این مورد گرفته ام ولی خب این یک تصمیم شخصی است و نمیخواهم قبل از اینکه به سنی برسی که خودت تصمیم بگیری، آنرا با تو در میان بگذارم ، اما میتوانم یک نکته را که به نظرم قبل از تصمیم گیری باید تکلیفش را با خودت تعیین کرده باشی، برایت بگویم:

به نظر من مهمترین نکته که باید قبل از ورود به این بحث در موردش دیدگاه روشن و مشخصی داشته باشی ، موضوع عصمت امام و حد و حدود آن است چون خیلی فرق میکند که بخواهی کارهای یک انسان جایز الخطا را تفسیر کنی و یا فردی که با نیروهایی ماوراءالطبیعی از خطا و اشتباه مصون است و علم غیب دارد و ...

برای اینکه به دیدگاه روشنی در این مورد برسی هم قاعدتا باید هم مطالعه کنی و هم خودت اهل منطق و بحث های فکری باشی، قاعدتا تا زمانیکه تو بزرگ میشوی کلی کتاب و مقاله جدید در این مورد در دسترست خواهد بود اما روی خود من چند کتاب تاثیر زیادی گذاشته است که مهمترین آنها "مکتب در فرآیند تکامل" است، کتاب بی نظیری است در مورد تاریخ شکل گیری شیعه که نمیدانم با این وضعیت سانسور در ایران چطور اجازه چاپش را داده اند ولی خب احتمالا از بس حدیث و آیه در آن بوده، آن آقای ممیز فکر کرده که چه کتاب خوبی است ولی واقعیتش این است که با قرائت رسمی از تاریخ شیعه که به ما در کتابهای دینی گفته اند (و احتمالا به شما هم میگویند) کاملا متضاد است.

بگذریم، من امشب مانده ام خانه چون تو خوابی، پیش تر ها که تو نبودی، با مادرت دوتایی میرفتیم و نذری میگرفتیم و شمع روشن میکردیم اما الان که تو میخوابی ، ناگزیر باید یکی در خانه بماند و این قرعه همیشگی به نام من است که بمانم.

این هم خوش است و عالمی دارد.

خوش بخوابی

بابا