سلام دختر گلم

امشب میخواهم برایت از نتیجه یک کنجکاوی دینی - تاریخی که اخیرا داشتم، بگویم که باعث شد با دو تا از دوستان قدیمی بعد از مدتها صحبت کنم و ضمنا یکی دو تا کتاب خوب هم پیدا کنم برای خواندن.

وقتی تو بزرگ بشوی نمیدانم که علاقه ای به موضوعات دینی و مطالعه آنها داری یا نه ولی من علاقه دارم و دنبال میکنم. یکی از این موضوعات که اخیرا پیش آمده بود ، فیلمی بود که در مورد زندگی پیامبر اسلام درست کرده بودند و در آن به طرز توهین آمیز و مستهجنی قسمتهایی از تاریخ اسلام و زندگی خصوصی پیامبر را نشان داده بودند، من تمام این فیلم را ندیدم و فقط یکی دو دقیقه از آنرا دیدم ولی بیشترین واکنشی که ایجاد کرد بخاطر توهین هایش بود به پیامبر اسلام اما چیزی که توجه من را جلب کرد یک نکته بود که حسابی من را به فکر انداخت، در این فیلم نشان میدهد که خدیجه (همسر پیامبر) نکات و احکام دین یهود را به پیامبر یاد میدهد و او هم همانها را با تغییراتی به عنوان وحی جدید به مسلمانان میگوید ، علت پررنگ شدن این موضوع برای من این بود که شباهتهای زیادی بین احکام اسلام و دین یهود وجود دارد و این سوال برایم ایجاد شد که واقعا دلیل این شباهتها چیست، تصمیم گرفتم با 2 نفر از همکلاسیهای دبیرستانی که میشناختم و در همین زمینه ها کار میکردند ،تماس بگیرم و ببینم پاسخشان به این موضوع چیست.

اول با آقا مسعود تماس گرفتم، این آقا مسعود برادر شهید است و بعد از اینکه لیسانس عمرانش را از دانشگاه تهران گرفت (البته اگر اشتباه نکنم) کلا رفت حوزه قم و مانند پدرش ، معمم شد و الان هم در قم زندگی میکند و درس میخواند، با او که تماس گرفتم کلا نا امید شدم ، تقریبا نیم ساعت با موبایل میخواست من را به راه راست هدایت کند که این خارجیها از اساس روش شناسی شان غلط است و ... و دست آخر هم پاسخی نداشت، نه فیلم را دیده بود و نه میفهمید که من سوالم چیست. یادم رفت بگویم که من سوالم را به این صورت از او پرسیدم که :"فرض کن من بعنوان یک هندی این فیلم را دیده ام و از شما بعنوان یک مسلمان میپرسم که علت اینهمه شباهت بین دین اسلام و یهود چیست؟" قاعدتا این فرد هندو اینکه هر دوی این ادیان از یک سرچشمه الهی و واحد نازل شده اند را قبول ندارد - اگر قبول داشت که بجای دین هندو می آد یهودی یا مسلمان میشد- بنابراین نمیشود پاسخهای درون دینی به این فرد داد وباید پاسخ دیگری به او داد و همین بود که آقا مسعود هرچه تلاش کرد، فایده ای نداشت.

بعدش تماس گرفتم با آقا مهرداد صحبت کردم، این آقا مهرداد هم صنایع شریف خوانده است اما او هم بعدش فوق لیسانس رفت رشته الهیات (یا شاید هم قرآن شناسی) و الان هم در دائره المعارف اسلامی کار میکند و مقاله مینویسد، اخیرا هم از یک فرصت مطالعاتی یکی دو ساله در آلمان برگشته است، صحبتهای مهرداد ولی به دلم نشست و پاسخم را داد ، حدود یک ساعتی با هم صحبت کردیم و خیلی خوشم آمد ، هم منطقی بود و هم مستدل و حساب شده ، تازه متوجه شدم که با چند نفر از دوستانش یک کتاب هم چاپ کرده اند و یک کتاب خوب دیگر هم در مورد تاریخ قرآن به من معرفی کرد که گذاشته ام در اولین فرصت که امکانش باشد، بخرم و بخوانم.

راستی، پاسخی که داد را بگذار وقتی بزرگ شدی با هم صحبت کنیم ، شاید اصلا دلت نخواهد بدانی و این جور مقولات را اصلا دنبال نکنی. من هم نمیخواهم بی جهت ذهنت را مشغول کنم.

امشب خیلی سخت خوابیدی ، احتمالا از بس که خوابت می آمد، ولی امیدوارم تا صبح راحت بخوابی و خصوصا مرتب مامانت را صدا نکنی تا آن بنده خدا هم استراحت کند.

خوش بخوابی

بابا