سلام دختر گلم

امشب که آمدم خانه، از پشت در سر و صدای تو را میشنیدم؛ در را که باز کردم متوجه شدم چراغها خاموش است و تنها نور اتاق ، نور صفحه تلویزیون است، تو دویدی و آمدی جلو و در حالیکه یک ماژیک دستت بود، تعظیم کردی و فریاد زدی:"به کنسرت پرنیان خوش آمدید" و برگشتی به سمت مامان که روی مبل نشسته بود، داد میزدی و چیزهایی میگفتی که من درست متوجه نمیشدم. مامان گفت:"پرنیان داره کنسرت میده، آهنگهای درخواستی میخونه." آمدی جلوی من و میکروفون (همان ماژیک) را به سمت من گرفتی و گفتی:" چه آهنگی بخونم؟" همان طور که میخندیدم ، گفتم:"نمیدونم ، یه آهنگ از گوگوش بخون." چند ثانیه فکر کردی و یک دفعه خوندی:"کوچه های خاکی و خیس....یاد اون..." که من و مامان حسابی خندیدیم، البته درست کلمات رو نمیگفتی ولی خیلی خوب ادای فیلمش رو در می آوردی.

اینهم دو تا عکس از کنسرتی که اجرا کردی:

 

راستی ، بعدش ازت پرسیدم که :"چی شد امشب کنسرت دادی؟"، گفتی:"یکی از دوستام توی مدرسه کنسرت داد" مثل اینکه یکی از هم مدرسه ای ها ، رفته و با فلوت برنامه اجرا کرده که تو هم یاد گرفتی و آمدی برنامه خودت را ساختی.

خلاصه که امشب با این کنسرت تو، کلی خوش گذشت و خندیدیم.

منتظر اجراهای بعدیت هستیم.

بابا