سلام دختر گلم

حتما وقتی بزرگ شوی یا در کتابهای تاریخ تان خواهی خواند که روزگاری جنگی در گرفت و8 سال طول کشید، دوران جنگ عملا دوران نوجوانی من و مادرت بود و باخاطرات موشک باران و مهاجرت به شهرستان و آژیر قرمز و ... همراه بود.

اینکه امروز یک دفعه تصمیم گرفتم در مورد جنگ برایت بنویسم، ایمیلی بود که یکی از دوستان فرستاده بود و مرا به فکر انداخت، ایمیل این بود:

بله این جنگی بود که در آخرش برای اولین بار در 100 سال گذشته، جنگیدیم و چیزی از خاک ایران کم نشد، ولی بعدش کسانیکه جنگیده بودند برگشتند و سهمشان از زندگی را طلبیدند ، نه همه ولی خیلی از آنها که برگشتند، طلبکار بودند، از مردمی طلبکار بودند که زندگی کرده بودند و میخواستند زندگی کنند ولی آنها میخواستند آنقدر تند و سریع جلو بروند که 8 سالی که نبودند را جبران کنند، و کردند و همین شده که این عده که باید روی سر مردم جا داشته باشند، بجایش....

یادم هست در یکی از جلسات هفتگی که در خانه یکی از همکلاسیهایمان که برادرش شهید شده بود، برگزار میشد، یکی از فرماندهان جنگ آمد و مثلا خاطره گفت، خاطره اش هم این بود که شب عملیات ، روحانی گروهان همه را به گرفتن حلالیت دعوت میکند و بعدش بجای اینکه همه به فکر فردای عملیات باشند، میخواسته اند برگردند و از کسانیکه دینی به گردنشان دارند، حلالیت بطلبند، با خنده میگفت که وقتی دیده اند اینطوری شده است، از یکی از مداحان خواسته اند که یک نوحه حماسی بخواند تا همه شور بگیرند و فکر برگشتن و حلالیت گرفتن از سرشان بیافتد، بعد از صحبتش من سوال کردم که اگر فردی بخاطر این نوحه ها ، به جبهه رفته باشد و کشته شود، باز هم شهید است؟ خیلی عصبانی شد و بجای پاسخ دادن به سوال من ، شروع به آسمان و ریسمان به هم بافتن کرد که :"یعنی شهدا بی جهت شهید شده اند؟ شما طرفدار  ... هستید ، پاسخ خانواده شهدا را چه میدهید و ..." یادم هست این حرفهایش باعث شده بود که آن همکلاسیمان با نگاه عجیبی به من نگاه کند که من خجالت کشیدم.

هنوز که هنوز است هم آن سوال برایم بی پاسخ است که اگر ارزش خونهای ریخته شده در جنگ، به نیت و دلیل جبهه رفتن فرد بوده، تکلیف تهییج نوحه خوان ها و سربازهایی که علیرغم میلشان، سربازی بوده اند و ... چه میشود؟

خدا کند که جنگ نشود ولی این روزها خیلی از همانها که از جنگ برگشته اند و طلبکار بوده اند، میخواهند برای نقد کردن طلبشان ، یک جنگ دیگر راه بیاندازند، جنگی که اگر هیچ فایده ای نداشته باشد، لااقلش برای آنها این فایده را دارد که بعد از جنگ ، خودشان یا خانواده شان میتوانند طلبکار تر باشند و برای طلبشان با بقیه مردم بجنگند.

کاش میشد که یکبار حساب کنند که چقدر از بقیه مردم طلبکارند تا همان را حساب کنیم و بدهیم و حسابمان صاف شود.

از دید من ما همیشه به آنهایی که رفتند و طلبکارانه برنگشتند، بدهکاریم (تو هم یادت نرود) ولی آنهایی که خودشان را طلبکار نشان میدهند و مدعی ، از همان موقع که ادعای طلبشان را کردند، بی ارزش میشوند و بهترین کار برایشان همین است که حساب کنند و یکجا ، حسابشان را تصفیه کنیم، ولی حیف که نمیشود و آنها همیشه طلبکارند.

کاش تو که بزرگ شدی، این طلبکارها تمام شده باشند و آنقدر از زندگی ما مردم عادی برداشته باشند که سیر شده باشند و بگذارند تو هم هم سن و سالهایت ، بدون سایه این طلبکارها ، زندگی کنید.

بابای بدهکار