خطر تزریق آمپول ویتامین دی D

سلام دختر گلم

امروز صبح برده بودیمت دکتر افتاده چون سرما خورده بودی. بعد از تمام شدن معاینه ، مامان نتیجه آزمایش خون رضا را داد به دکتر که ببیند. ایشان هم گفت که مقدار کلسیم و ویتامین دی خیلی کم است و شروع کرده به نسخه نوشتن. 50 تا قرص ویتامین دی نوشت با یک شربت کلسیم . اما دکتر قبلی که سرکوچه است و آزمایش را دیده، آمپول ویتامین دی تجویز کرده بود و مامان هم به آقای دکتر گفت.

پاسخ دکتر افتاده خیلی مهم بود : " خانم، این کار کاملا غلط است و خطرناک چون اگر سطح ویتامین دی را یک دفعه تا این حد بالا ببریم، یک دفعه کلسیم هجوم می آورد به بدن (یعنی جذب کلسیم یک دفعه خیلی زیاد میشود) و این خطر را دارد که در کلیه ها ، سنگ کلیه درست شود.این پنجاه تا قرصی که دادم معادل یک آمپول است.  آمپول ویتامین دی فقط در بچه های زیر دو سال که نرمی استخوان دارند تجویز میشود."

خداییش واقعا حاذق و باتجربه است، داشتم فکر میکردم یعنی چنین نکته ای را سایر دکترها نمیدانند؟

امیدوارم این آقای دکتر افتاده همیشه سالم و سلامت باشد و بتوانیم تو و نی نی کوچولویمان را ببریم پیشش تا از تجربه اش استفاده کنیم.

بابا

/ 3 نظر / 121 بازدید
yushi

موقعی که خواهرم تازه بدنیا اومده بود یه مساله خطرناک برای دستش پیش اومد. دکتر های دیگه نزدیک بود با تشخیص های غلط شون مشکلو بزرگتر کنن... ولی یه آقای دکتر اومد بالای سرش و با تجویزی که کرد حال خواهرم یک ماهه خوب شد. من اون موقع دو سالم بود :دی چند وقت پیش مامانم توی تلویزیون دیده بودتش و همش به جونش دعا می کرد. دل حرفم اینکه، خدا حفظ کنه این دکتر هایی که براشون مهمه سلامتی مریض هاشون. خداییش چقدر زیاد شدن دکتر هایی که برای سود خودشون همچین تجویز های خطرناکی میکنن. کتابی خوندم در مورد مثلا دکتری که با تجویز دارو های گرونتر می خواست پول بیشتری به جیب بزنه... همچین نکته هایی رو همه شون باید بدونن، وگرنه چطور از فیلتر های صرفا درسی سختیگرانه پزشکی بیرون اومدن و اسم دکتر روشون گذاشته شده؟! امیدوارم پرنیان کوچولوتون همیشه سلامت باشه. من اسمشو خیلی دوست دارم :)

نسیم

میدونند ولی اهمیت نمیدن. وقتی خودمو ميذارم جاشون میبینم عادت کردن به همچون سیستمی خیلی راحت تره تا اینکه خلاف جریان اب شنا کنی :) مثل خاموش کردن احساسات تو ومپایر دایریز... وسوسه انگیزه

نسیم

راستی حالا که شما برای بچه تون مینویسید من بابام بچه بودم مرد مامانم هم همیشه سر کار حالا الان من از سختی ها و مشکلا بدجور میترسم.. سر کار نمیرم و میپیچونم. درسم نمیخونم ولی چون باهوشم بیست میگیرم... دوست دارم مهاجرت کنم اما چون از سختیاش میترسم دست به کاری نمیزنم.. خب فکم حرفای بابایانه بزنید ببینم :-)