وقتی همه چیز غلط است.

سلام بچه های گلم

بعضی وقتها فکر میکنم همه چیز غلط است ... سرجای خودش نیست و من هم کاری از دستم برنمی آید.

عملا هم مسئول EFQM تولید هستم و هم مدیر پروژه OEE و در کنارش هم اینهمه کار روزمره در مورد تولید یا پروژه های اورهالی که وارد تولید شده است و فکر میکنم بیشتر از توانی که داشته ایم ، مسئولیت قبول کرده ایم. مهندسی و خدمات مشتریان هم که انگار در این مدت خیلی تخصصی تجهیز شده اند و دارند کارها را از ما که همان توان قبلی را داریم ، پیگیری میکنند و برای خودشان استانداردهایی تعریف کرده اند که ما را دارد بیچاره میکند و البته توجهی هم ندارند، وظیفه خودشان را انجام میدهند و مشکلات ما هم مال خودمان است.

ولی همه این تنشهای کاری قابل تحمل است اگر فکر کنی که به کارت اهمیت میدهند و می بینند و متوجه میشوند اما وقتی میبینی اصلا اینکارها دیده نمیشود و کسی توجهی نمیکند ، دیگر واقعا اعصاب خردکن است خصوصا آقای مدیر.

ایشان هم که کلا فازش فرق میکند، دیگر کم کم باید آماده جروبحث در حضور دیگران باشم مشابه چیزی که در حضور مدیرعاملمان اتفاق افتاد، از بس که در کارگاه به این و آن میگوید که "فلان کار مهم نیست" میترسم کار دستمان بدهد. همه فقط از ترس اینکه به آنها گیر ندهد ، هرچه که میگوید را بدون اینکه ببینند کار درستی هست یا خیر انجام میدهند و البته بعضا سوءاستفاده هم میکنند و به نام آقای معاون کار خودشان را جلو میبرند. نفرات کیفیت هم که کلا تیکه خورشان خوب هست ، حالا دیگر کاملا مستاصل شده اند که باید چکار کنند، اصلا چیزی را اعلام کنند یا هرچه که حکم حکومتی داشت را بیخیال شوند. متاسفانه در هر موردی اظهار نظر میکند ، از رنگ و پوشش تا ارتعاشات توربین یا گپهای سر پره و از دهنش هم نمی افتد که :"این که مهم نیست!" نمیدانم پس چه چیزی مهم است؟ حتما فقط چیزهایی که خودش صلاح میداند !

یک تنه میخواهد هزینه های زیاد این پروژه را با این "مهم نیست" گفتنها ، کم کند و به قول خودش کار را تسریع کند در حالیکه بعضی وقتها هزینه ندانم کاریها و تستها و عجله هایمان خیلی بیشتر از وضعیت است که کار را اصولی میخواستیم انجام بدهیم ولی کو گوش شنوا و چشم بینا که اینها را ببیند. چنان تولید را کرده ایم یک باکس غیرقابل نفوذ که داخلش مشخص نیست چه اتفاقی می افتد که حتی خودمان هم نمیدانیم چه رسد به دیگرانی که بخواهند بیایند و مشکلات کار مار را در بیاورند!

وضعیت تعهداتمان هم خوب نیست ، خیلی از برنامه عقبیم و متاسفانه وضعیت طوری است که کسی رغبت نمیکند کاری کند که مشکلات کمتر شود، همه منتظرند که ببینند ایشان چه میگوید و چه میخواهد تا همان کار را بکنند و از عواقب برخوردها و طعنه زدنها و توبیخ هایش کنار باشند ، حالا میخواهد آنکار درست باشد یا نباشد.

بگذریم ولی این چند ماه باقیمانده امسال به نظرم شاید پرتنش ترین ماه هایی باشد که تا الان داشته ایم. نتیجه این تنشها هم چه میشود ، خدا میداند.

بابا

/ 0 نظر / 2 بازدید