نامه محمد امین به پرنیان .

سلام دختر گلم

دیروز عمه طاهره آمده بود اینجا و برایت از محمد امین (پسر عمه ات در سبزوار) یک نامه آورده بود ، نامه ای کاملا رمانتیک و البته مسئولانه : احوال پرسی و تقاضای ازدواجتعجب

تو هم جواب متناسبی !! دادی که برایت عکسش را گذاشته ام البته در نظر بگیر که نامه محمد امین هیچ نقاشی نداشت و فقط متن بود و تو برداشتی هم زیر نامه او و هم برای نامه خودت نقاشی مربوطی را کشیدی و خلاصه قول و قرارآینده تان را از الان گذاشتیدلبخند

اول نامه محمد امین با نقاشی اضافه شده خودت:

/ 4 نظر / 21 بازدید
هتل شبستان رشت

سلام مطالبتون زیبا و دلنشین بود حتما به ما سربزنید نظر یادتون نره[گل]

سميرا بانو

خيلي جالب بود. خواهر زاده هاي منم حميدرضا (كلاس چهارم) و مبينا (كلاس دوم) خيلي همديگه رو دوست دارن و گفتن ميخوايم با هم ازدواج كنيم ، ولي روش خواستگاري شون مثل اين دو شاخ شمشاد نبوده. چقد خوبه كه شما اين خاطرات رو مي نويسيد حتما وقتي پرنيان جون بزرگ شد كلي به اين كاراش مي خنده. اميدوارم هميشه خوب و خوش باشين.

پرنیان

[خنده][خنده][خنده] خیلی جالب بود....[خنده] مثه اینکه از این اتفاقا واسه همه می افته.... منم یه پسر عمو داشتم که از دو سالگی تا الانم هنوز پیگیره و ول کن نیست... البته من هیچ وقت جواب نامه هاشو مثه پرنیان عزیز ندادم حتی ابراز تنفر هم نکردم اما نمی دونم چرا بعد از بیست سال ول کن نیست ، دیگه ایشالا آخر عاقبت پرنیان شما بخیر بشه... بر عکس یه پسر خاله داشتم که خوب یادمه تو حیاط به چه بزرگی دنبالش دویدم تا یه دونه پفک بده و آخر هم همه رو خورد یه دونه نداد ، تو هیچ بازی منو راه نمی داد ، اما الان یه نفر نگاه چپ که به ما ، می زنه از روی ناموس پرستی طرفو له و لورده می کنه ، آبرمونو برده.... آخی یاده خاطراتم افتادم ... ببخشید اینهمه حرف زدم ، پست خیلی خیلی جالبی بود....[گل]