یک مراسم کاملا مردانه!

سلام ماهانی

امروز بالاخره بردیم و ختنه ات کردیم. راجع به آن توضیح نمیدم که بعدا اگه خواندی ، زیاد خجالت نکشی ! برای اینکار رفتیم پیش همان خانم دکتر وزیری که تو را بدنیا آورده بود و در بیمارستان دی ، ساعت 11:30 امروز این کار مهم انجام شد و به قولی "رسما مرد شدی!"

با مامان که برمیگشتیم ، مانده بودیم که به پرنیان چه بگوییم چون باید محلش را مرتب با پماد چرب کنیم و با بتادین بشوریم و پرنیان حتما سوال میکرد و توضیح میخواست . خصوصا اگر پرنیان میپرسید که چرا اینکار را کردیم ، باید حتما جواب درستی میدادیم. این بود که دست آخر تصمیم گرفتیم که بگوییم " دکتر از جای جیش ماهان ، آزمایش گرفته و زخم شده است" خلاصه همین را گفتیم و به خیر گذشت.

تو هم که روزهای دیگر خیلی آرام بودی امروز چند تایی جیغ بنفش زدی ، انگار تازه متوجه شده ای که مرد بودن چه تبعاتی دارد !

بعد از بیمارستان آمدیم خانه مامانی که پرنیان هم آنجا منتظر بود، بیتابی میکردی و درد داشتی اما باز هم خوب تحمل کردی ، پرستارهای بیمارستان هم متوجه این موضوع شده بودند و میگفتند که این بچه خیلی آرام است.

این هم عکسهای بعد از ماجرا در خانه مامانی ، راستی چشم چپت را بعد از عمل ، بیشتر بسته نگهمیداری که مامان را نگران کرده که نکند بخاطر وارد شدن شوک بوده و ... ولی به نظرم چیز خاصی نیست:

/ 1 نظر / 15 بازدید
سميرا بانو

سلام اميدوارم هر چه زودتر حال " ماهان كوچولو " خوب بشه. دلم واسش تنگ شده بود ممنون كه عكسشو گذاشتيد. [گل] چقد دوست دارم اين " ماهان كوچولو " رو بغلش كنم. [ماچ] " پرنيان جون " عزيزم مواظب داداشي باشي. [ماچ]