مراسم غریبانه!

سلام بچه های گلم

چند هفته پیش خبر دار شدیم که مادر یکی از همسایگان فوت کرده اند ؛ البته خود این همسایه مان یک خانم پیر و بازنشسته آموزش و پرورش هستند و وقتی ما خبر فوت مادر ایشان را شنیدیم واقعا برایمان جالب بود که مادر ایشان چقدر باید پیر بوده باشند اما مساله ای که میخواهم برایتان تعریف کنم ، مراسمی است که این مادر پیر تقاضا کرده بود.

طوری که  خانم همسایه برای مادرت تعریف کرده ، مادرشان خواسته بوده که هیچ مراسمی برایش گرفته نشود بنابراین فقط خانم همسایه، خواهرش و شوهر خواهرش به بهشت زهرا رفته اند و مراسم خاکسپاری را انجام داده اند و برگشته اند دلیل این موضوع هم این بوده که این مادر پیر ، پسری داشته که کشته میشود و بدون مراسم و خیلی غریبانه به خاک سپرده میشود و این مادر هم از دخترانش خواسته که مانند پسرش ، غریبانه به خاک سپرده شود.

به نظرم چنین درخواستی نشانه ای است از میزان غم و اندوهی که آن مادر تحمل کرده، شاید هم نشانه علاقه ای باشد که به پسرش داشته است و چقدر برایش سخت بوده ....

تنها خوبی مرگ همین است که الان دیگر ، آرامش دارند.

بابا

/ 5 نظر / 38 بازدید
سميرا بانو

زير اين آسمان مينايي چاره اي نيست ، جز شكيبايي كار او چيدن است و بر چيدن ، كار ما مرگ يكديگر ديدن

سميرا بانو

سلام اين شعر رو خيلي وقت پيش توي روزنامه خراسان قسمت اگهي ترحيم خونده بودم.

سميرا بانو

آن كه خاك سيه اش بالين است اختر چرخ ادب پروين است گر چه جز تلخي از ايام نديد هر چه خواهي سخنش شيرين است صاحب آن همه گفتار امروز سائل فاتحه و ياسين است دوستان ، به كه ز وي ياد كنند دل بي دوست دلي غمگين است خاك در ديده ، بسي جان فرساست سنگ بر سينه بسي سنگين است بيند اين بستر و عبرت گيرد هر كه را چشم حقيقت بين است " هر كه باشي و زهر جا برسي آخرين منزل هستي اين است آدمي هر چه توانگر باشد چون بدين نقطه رسد مسكين است " اندر آن جا كه قضا حمله كند چاره تسليم و ادب تمكين است زادن و كشتن و پنهان كردن دهر را رسم و ره ديرين است خرم آنكس كه در اين محنت گاه خاطري را سبب تمكين است. پروين اعتصامي

سميرا بانو

كاش مادرم رفتنت در خواب بود ... اين حقيقت ، خط روي آب بود ...