خانه از پای بست ویران است ....

سلام بچه های گلم

مدتی است که به خاطر ارزیابی EFQM بدجوری همه در شرکت درتقلا هستند که مثلا کم و کاستی های سیستمی موجود را رفع کنند تا در ارزیابی کم نیاوریم!

یکی از موضوعاتی که در حال انجام است ، بازنگری استراتژیهای عملیاتی است و جالب اینکه در این جلسات خود معاونین را دعوت نمیکنند و فقط مدیران سطح 2 هر معاونت هستند ! خصوصا در مورد تولید ، یک جلسه که اتفاقی آقای معاون آمدند کلا جلسه به حرفهای دیگری گذشت ! خود بچه های استراتژیک هم میدانند که حضور معاونین کمکی به بازنگری استراتژیها نمیکند ! حداقل در مورد تولید که اینطور است !

یادم آمد در جلسه ای که مدتی قبل داشتیم و من علیرغم اینکه قصد داشتم اصلا صحبتی نکنم، نتوانستم و باز هم در مورد تغییر شرایط بازار و محصول و خدمات و ... صحبت کردم، آقای معاون میگفت که ما نباید کارهای کوچک و با تعداد کم بگیریم، پرسیدم که اگر کار دیگری وجود نداشته باشد و ادامه کار شرکت منوط به آن باشد که اینکارها را بگیریم ، چطور؟ باید تعطیل کنیم؟ اولش گفت که بله ولی بعدش دید که خیلی بد است و موضوع را کشاند به اینکه ما خیلی بزرگ شده ایم و باید کوچک شویم و ... وقتی مدیرارشدی تا این حد بدون تعهد صحبت میکند و براحتی میگوید که در شرایط جدید باید تعطیل کنیم، آیا میشود انتظار داشت که بنشیند و برای ادامه بقا در شرایط جدید ، استراتژی بچیند؟

همینکه بعضی از مدیران که کار اصلی شان باید اجرای استراتژیها و اصلاح آنها باشد، تا این حد با تغییر و درک شرایط جدید بیگانه اند و ضمنا باقی مدیران شرکت هم میدانند این موضوع را ، یعنی خانه از پای بست ویران است! و خواجه در فکر نقش ایوانهایی مثل EFQM و ... است.

خدا به خیر کند ! امیدوارم شما در چنین شرایطی گیر نکنید!

بابا

/ 0 نظر / 2 بازدید