مهمانی پرنیان با "برنج پلو"

سلام دختر گلم

این روزها سرم خیلی شلوغه و کمتر میرسم که برات نامه بنویسم ، چند روزی هم با هم رفته بودیم قشم که حتما عکسها و خاطراتش را برایت مینویسم ولی امشب حرفهای قشنگی زدی که علیرغم خستگی ، نتونستم نیام اینجا و ننویسم.

ماجرا از این قرار بود که وقتی رسیدم و با هم بازی میکردیم، بغلت کرده بودم و میگفتم: "پرنیان خوشمزه داریم" که رسید به اینجا که مثلا من دارم کباب درست میکنم و تو هم از خدا خواسته سریع اومدی و شدی "خانم آشپز" و من هم مهمان تو و مثلا همینطور که غذا میخوردم با هم صحبت میکردیم.

خلاصه سریع رفتی و با حلقه "هوپ" که بازی میکنی، یک میز درست کردی و گل گذاشتی وسطش و نشستیم دورش و همینجور که تو شام میخوردی و من هم مثلا غذای دست پخت تو را میخوردم، با هم صحبت میکردیم ، اینهم عکسش:

/ 3 نظر / 4 بازدید
مامان آرین مهر

سلام اتفاقی امدم اینجا ماشالله به دخترتون خدا حفظش کنه چشمم از حرفهش چار تا شد [متفکر]

الهه

عجب !!! چه حرفایی میزنه این پرنیان خانم !!! خیلی خوبه که ثبتشون می کنید ... واقعا جالبن ... برنج پلو ؟!! چه شود عمشون هم که قطب شمال هستن ... گاهی تخیلات بچه ها به ادم ثابت میکنه که چقدر فکرش بسته اس... والا

پریا(عقیق)

واااااای خدا عابر بانک ته ماجرا بود دیگه[قهقهه] پرنیان آجی مردم از خنده [قهقهه]