اخراج عجیب یکی از همکاران.

سلام دختر گلم

این یکی دو روز، موضوعی ذهنم را مشغول کرده که میخواهم برایت بگویم:

دو روز پیش ، حدود ظهر بود که دیدم آقا محسن، کارشناس تغذیه شرکت، روی موبایلم زنگ زد، فکر میکرد خبر دارم، گفتم از چی؟ که گفت مدیرعامل جدید اخراجش کرده است، بدون هیچ صحبت قبلی. کاملا شوکه شدم، از من میخواست که اگر میتوانم کاری بکنم تا لااقل علت اخراجش را بداند. یک دفعه به او زنگ زده اند که دیگر نیاید چون ممکن است به شرکت راهش هم ندهند.

سر ناهار با یکی از مدیران همکارش صحبت میکردیم، دلم بیشتر برای آقا محسن سوخت، میگفت که از بس این خبر ناگهانی بوده که آقا محسن رویش نشده به همسرش بگوید و صبح بلند شده و الکی آمده بیرون تا همسرش نفهمد که اخراج شده است و او هم از من میپرسید و میخواست که کاری کنم. ولی من کاری از دستم بر نمی آمد چون ظاهرا معاون منابع انسانی شرکت هم از مدیرعامل خواهش کرده که کمی دست نگهدارد تا موضوع بررسی شود ولی مدیرعامل خیلی ناراحت بوده و بدون اینکه علتش را بگوید، فقط تاکید میکرده که تصمیم اش را گرفته و هیچ راه برگشتی نیست. امروز ظهر که معاون منابع انسانی را دیدم همین را گفت و تاکید کرد که کاری نتوانسته انجام دهد.

عجیب اینجاست که معاون پشتیبانی شرکت هم از موضوع اظهار بی اطلاعی کرده است ! مگر میشود مدیری از علت اخراج پرسنلش خبر دار نباشد؟! اینهم از آن سیاسی کاریهای آقای معاون است که از نظر من خودش در این موضوع دخیل بوده و الان برای مشخص نشدن نقش خودش ، میگوید که از موضوع بی خبر است. از ابتدا هم رابطه خوبی بین معاون و مدیریتی که آقا محسن در آنجا بود، برقرار نبود و به نظرم همین کار را خراب کرده است.

امشب میخواستم به آقا محسن زنگ بزنم ولی یادم رفت و وقت گذشت، میخواستم ببینم مدیرعامل به نامه ای که فرستاده پاسخی داده است یا نه و کمی با او همدردی کنم، هرچند چه فایده ای دارد این همدردی؟

از این مدیرعامل جدید هم واقعا اینکار عجیب بود ولی خب باید به اینکه هر مدیرعاملی اخلاق خاص خودش را دارد، عادت کنیم.

اینجور وقتها که می بینم بعنوان یک مدیر عامل چقدر راحت میشود زندگی افراد را بالا و پایین کرد نمیدانم باید خدا را شکر کنم که در چنین جایگاهی نیستم یا نه. من آنقدر در مورد خطاهای ذهنی و تصمیم گیریهای اشتباه مدیران مطلب خوانده ام که وقتی میخواهیم از این تصمیم ها بگیرم کلی دست و دلم میلرزد و حساب و کتاب و مشورت میکنم و تا لحظه آخر هم سعی میکنم که راه برگشت را باز بگذارم ولی اینجوری دم عید یک نفر را اخراج کردن.... خیلی عجیب و غیر منطقی است.

حوصله بیشتر نوشتن را ندارم، ساعت 12 شب است و صدای کیبورد ممکن است از خواب بیدارت کند ولی این آقا محسن تاثیر مثبتی در زندگی من و مادرت داشته که همیشه از او ممنونم : مادرت سردردهای بدی میگرفت که میگفت میگرن است و هیچ راه حلی هم ندارد ، تقریبا هر روز یا یک روز درمیان از پا می افتاد و چند ساعتی را با زور مسکن های قوی میخوابید تا حالش خوب شود ولی همان روزهای اولی که آقا محسن به شرکت ما آمد و با هم صحبت میکردیم، این مشکل را که شنید حدس زد که موضوع مربوط است به اختلال در مقدار قند خون و بعد از دیدن آزمایشهای خون مامانت، پیشنهاد یک رژیم بدون قند و حساب شده را داد که مامانت رعایت کند، کار شروع شد و در عین ناباوری موضوع حل شد یعنی مشخص شد که قند خون مامانت بخاطر خوردن شیرینی زیاد در طول روز، از تعادل خارج میشود و همین باعث سردردهای میگرنی است خلاصه که مامانت حالش خوب شدو الان هم خیلی بهتر است (بعد از گذشت جدود6 سال) و نشان داد که در کار خودش خبره است.

به هرحال امیدوارم این موضوع به جای خوبی برسد و حل شود.

تو هم دعا کن.

بابا

/ 2 نظر / 2 بازدید
الهه

واقعا آدم ناراحت میشه ... منم مثل شما خیلی تو تصیمیم گیری ها میترسم ... و به همین دلایل هم از مدیریت خوشم نمیاد ... دم عید اخراج کردن خیلیییییی بده ... متاسفانه سال گذشته دقیقا همین بلا رو سر تعداد زیادی از همکارای ما آوردن ... یه خبرهایی شنیده میشه که شاید امسال هم مجدد اتفاق بیفته ... امیدوارم که برای هیچ کس اینجوری نشه ... کار آقا محسن هم درست بشه ...

عقیق

اون آقا بر چه اساسی زندگی یه انسان رو مشوش کرده؟ آیا موظف نیست دلیل رو توضیح بده؟ یعنی توی شرکت ها هیچ قانونی مبنی بر اینکه مدیر عامل بخاطر عملکردهاش استیضاح بشه وجود نداره؟هیچ مرجعی نیست که آقا محسن اعتراضشو اعلام کنه؟والا من کارمند نیستم مخصوصا برای شرکت خصوصی و خبر هم ندارم.عجب وضع بدی.ان شاءالله زندگیش خراب نشه بنده ی خدا ببخشید ولی خیلی عصبی شدم سر صبحی