ترس از هر وضعیت بدتر دیگری

سلام دختر گلم

در این چند شب، به چند وبلاگ از طرفداران آقای احمدی نژاد سر زدم ، نوع نوشته ها و نگاهشان به مسائل برایم واقعا جالب است. هنوز که هنوز است از احمدی نژاد اسطوره ای در ذهن دارند که حقش خورده شده و به زحماتش بی توجهی شده است و پاکدست ترین و زحمتکش ترین دولت دوران بوده است.

یکی از وبلاگها را خانم دکتری نوشته بود(که البته نفهمیدم دکترای چه دارند ولی در نظرات، ایشان را خانم دکتر خطاب میکردند)  و آنچنان شیفته منش و روش احمدی نژاد بود که وقتی فهمیدم دکتر است و تحصیل کرده واقعا تعجب کردم.

با افکار خودم که مقایسه کردم انگار متعلق به دو کره دور از کهکشان راه شیری هستیم و یا دو نفر مختلف را در ذهن داریم که نسبتی با هم ندارند.

این همه دوری و اختلاف نظر در مورد فردی که هنوز یکسال هم نشده که از قدرت کنار رفته است و کارهایش را همه دیده ایم و نتیجه اش هنوز باقی است واقعا وحشتناک است . نمیدانم راه حلش چیست اما مطمئنم که تا وقتی در مورد یک فرد که هنوز زنده است و کارها و نتایج کارهایش هنوز باقی است ، اینطور اختلاف نظر داریم تقریبا بعید است در مورد هیچ چیز دیگری بتوانیم اتفاق نظر پیدا کنیم.

یاد اختلافات شیعه و سنی افتادم که در مورد حوادث 1400 سال پیش میخواهند با هم بحث کنند و به نتیجه هم برسند! خدا به خیر کند از اینهمه تفاوت چون به نظرم تفاوت در چارچوبهای نظری و ارزشی است که به این تفاوت برداشتها میرسد.

الان به این فکر میکنم که :"پس جامعه ما الان با چه چیزی یکپارچه باقی مانده است؟".... نمیدانم شاید فقط به خاطر "ترس از هر وضعیت بدتر دیگری" الان کنار هم مانده ایم.

بابا

/ 2 نظر / 2 بازدید
yushi

تفاوت همه جا هست... درسته، اینجا به نظر شدیدتر میاد. به نظرم بخاطر تفاوت های اخلاقی و ذهنی مردم ایران با بقیه دنیاست. خیلی وقتا مشکل اینه که سعی میکنیم بقیه رو مجبور کنیم مثل ما فکر کنن...به امید روزی که حداقل یکم این اختلافات کمتر بشه.

سميرا بانو

سلام ، چند وقتيه كه ميام وبلاگتون و نوشته هاتون رو ميخونم. به نظر من شما يكي از بهترين پدرهاي دنيا هستيد.موفق باشيد