یک نامه بی حاصل!

سلام دختر گلم

سه شنبه هفته پیش طاقت نیاوردم و یکبار دیگر به آقای معاون نامه نوشتم و پیشنهاد کردم که بهتر است داخل تولید بنشینیم و ببینیم مشکل کجاست و چاره جویی کنیم که به تعهدات برسیم و مشکلات کمتر شود، نوشتم که همه مشکلات به خارج از تولید و تامین و مهندسی و ... برنمیگردد، نوشتم که باید بینشینیم و برای "تنوع محصول" و "توسعه خدمات و سرویس" راهی پیدا کنیم که بتوانیم بهتر سرویس بدهیم و مشتری راضی تر باشد، نوشتم که باید بنشینیم و با مدیران دیگر صحبت کنیم و عارضه یابی کنیم و چاره جویی ، نوشتم که کارمان شده آتش خاموش کردن و هر روز از صبح تا شب وقت نمیکنیم که فکری برای عدم تکرار اشتباهات بکنیم ، نوشتم که در صحبتهای بین مدیران تولید، همه روی اینکه باید برنامه ریزی تولید وظایف و کارهایش بازتعریف شود، اتفاق نظر دارند ، نوشتم که ....

پاسخ این بود که "اول با هم صحبت کنیم و بعد با سایرین" ولی بعدش خبری از صحبت نشد.

البته حدسم همین بود ولی طاقت نیاوردم که نگویم. حداقل پیش خودم حالا وجدانم آرام است.

بابا

/ 0 نظر / 2 بازدید