بیچاره ماهی های قرمز (2)

سلام بچه های گلم

این روزها دل و دماغ نامه نوشتن را نداشتم .... یعنی اصلا پای کامپیوتر نمی نشستم. بگذریم الان هم به اصرار مادرتان که چند شب است میگوید "چرا وبلاگ نمی نویسی؟" شروع کردم.

در مدت عید اتفاقات زیادی افتاد که به مرور برایتان میگویم اما اگر بخواهم ترتیب را عایت کنم، اولیش این بود که بعد از عذاب وجدانی که در مورد ماهی های قرمز گرفتم و برایتان در نامه قبلی نوشتم، رفتم از یک مغازه آکواریوم غذای مخصوص ماهی گرفتم که هر شب مقداری به آنها میدهم و ضمنا یک پمپ هوای کوچک گرفتم و داخل تنگ کوچکشان نصب کردم و هر روز چند ساعتی روشنش میکنیم. امیدوارم به این صورت عمر ماهی ها بیشتر شوند. البته یک تنگ بزرگتر هم باید بگیرم که هنوز پیدا نکرده ام تا برای 3 تا ماهی که داریم جای بیشتری باشد.

باقی ماجراهای عید را برایتان بعدا تعریف میکنم.

بابا

/ 10 نظر / 17 بازدید
امیرحسین

سلام بابا "لبخند بزن، بی لبخند تو سال من نو نمی شود"

زيباخانوم

سال نومبارک خداوند براتون حفظشون کنه وسايه مامان وبابارو برسرشون مستدام بدارد.

سميرا بانو

سلام ، باباي " پرنيان و ماهان " اين داستان رو بخاطر شما گذاشتم. "عقاب ها در طوفان " آيا مي دانستيد كه عقاب ها مدت ها قبل از اينكه طوفان اتفاق افتد از نزديك شدن آن باخبرند ؟ عقاب به نقطه اي بلند پرواز مي كند و منتظر باد مي ماند. وقتي طوفان با شدت مي آيد ، بالهايش را طوري مي گشايد كه باد او را بلند كند و بالاي طوفان ببرد. زماني كه طوفان با شدت در پايين حركت مي كند عقاب به بالاي آن اوج مي گيرد. عقاب از طوفان فرار نمي كند ، بلكه به سادگي از آن براي صعود استفاده مي كند. او با استفاده از بادي كه طوفان با خود مي آورد بالا مي رود. وقتي طوفان هاي زندگي به سوي ما مي آيند _ و همه ما تجربه آن را داريم _ مي توانيم بالهاي فكري و اعتقاديمان را بگشاييم و به طرف خداوند صعود كنيم. طوفان ها بر ما غلبه نخواهند كرد. بايد بگذاريم قدرت پروردگار به بالاي آنها بلندمان كند. خداوند ما را قادر مي سازد كه بر طوفان هاي بيماري ، مصيبت ، شكست و نا اميدي زندگي سوار شويم. ما مي توانيم در بالاي آن طوفانها اوج بگيريم. به خاطر داشته باشيد كه بارهاي زندگي كمر ما را خم نمي كند ، بلكه نحوه برخورد با آن هاست كه اهميت دارد.

سميرا بانو

آقاي فلاحي عزيز لطفا اين داستان رو هم بخونيد. " نقاشي خراب شده " يكي بود يكي نبود. يك نقاش مشهور در حال اتمام نقاشي اش بود. آن نقاشي بطور باور نكردني زيبا بود و بايد در مراسم ازدواج شاهزاده خانمي نشان داده مي شد. نقاش آنچنان غرق هيجان ناشي از نقاشي بود كه ناخودآگاه در حالي كه آن نقاشي 2+8 متر را تحسين مي كرد چند قدم به طرف عقب رفت. هنگام به عقب رفتن پشتش را نگاه نكرد. او آن قدر رفت تا اينكه فقط يك قدم تا لبه آن ساختمان بلند فاصله داشت. فقط با يك قدم بيشتر مي توانست خودش را بكشد. شخصي ديد كه نقاش چكار مي كند و نزديك بود فرياد بزند و به او اخطار دهد ، اما متوجه شد كه فرياد او ممكن است نقاش را غافلگير كند و بر حسب اتفاق يك قدم ديگر به عقب برود و بيفتد. مرد قلم مو و رنگ را برداشت و روي آن تصوير شروع به نقاشي نمود تا اينكه كاملا به آن آسيب زد. نقاش وقتي متوجه شد كه چه اتفاقي براي نقاشي اش افتاده است بسيار عصباني شد و جلو آمد تا مرد را بزند. اما افرادي كه در آن نزديكي بودند او را گرفتند و آخرين جايي را كه او ايستاده بود و نزديك بود سقوط كند را نشانش دادند.

سميرا بانو

ادامه ي داستان" نقاشي خراب شده" : گاهي ما آينده مان را بسيار زيبا ترسيم كرده ايم ، با روزهاي رؤيايي در كنار كسي كه دوستش داريم. اما گويا خداوند وقتي مي بيند چه خطري مقابل ما است ، نقاشي زيبايمان را خراب مي كند. گاهي اوقات از آنچه خداوند بر سرمان آورده ناراحت مي شويم و يا در محل كار از مافوق مان عصباني مي شويم اما يك مطلب را نبايد هرگز فراموش كنيم : خداوند هميشه بهترين ها را براي ما مهيا مي كند.

سميرا بانو

زندگي مي كنم !!! حتي اگر بهترين هايم را از دست بدهم. چون اين زندگي كردن است كه ؛ بهترين هاي ديگر را برايم مي سازد. بگذار هر چه از دست مي رود برود ، من آن را مي خواهم كه به التماس آلوده نباشد. حتي زندگي را ... منبع : وبلاگ گيله مرد

عسل

سال نوتون مبارک پا قدم ماهان هم مبارک باشه یه سوال خوانمتون چرا نمینویسه؟[نیشخند] یه اکواریوم کوچیک بخرید بهتره...مواظبباشیدغذای ماهی چند نوع هست + برای ضدعفونی کردن اب هم محلولهاییی هست . بامردن ماهی فوری ابی که ازقبل گذاشتید کلرش خارج بشه(ترجیحا3روزقبل) داخل تنگ بریزید خیلی کم نمک اضافه کنید راستی اگر خواستی روزی جوجه رنگی بخرید (باتوجهبهنزدیک شدن روزهای تابستون) کافیه پیاز خام و تره خام جلوی جوجه بذارید و برای شستشوی بدن جوجه از خیارهایی که دانه درشت دارن بهش بدید 100در 100 زنده میمونه تا مرغ خروس گنده ای بشه[نیشخند]

سميرا بانو

گاهي گمان نمي كني ولي مي شود ... گاهي نمي شود ، نمي شود كه نمي شود ... گاهي هزار دوره دعا بي اجابتست ... گاهي نگفته قرعه بنام تو مي شود ... گاهي گداي ، گداي ، گدايي و بخت نيست ... گاهي تمام شهر گداي تو مي شوند ... بنازم به چرخ روزگار و حكمت خدا ... كه هر چه خدا بخواهد همان مي شود ... { دكتر علي شريعتي }

سميرا بانو

به انسانها و مخلوقات خدا كمك كن و اگر كسي تو را با تمام مهربانيت درك نكرد ، دلگير مباش ... من عيسي نامي را مي شناسم كه ده بيمار را در يك روز شفا داد و تنها يكي سپاسش گفت ... من خدايي مي شناسم كه ابر رحمتش به زمين و زمان باريده اما تنها يكي سپاسش را مي گويد و هزاران نفر ديگر كفر ... مپندار بهتر ار آنچه كه عيسي و خدايش را سپاس گفتند از تو براي مهربانيت قدرداني مي كنند ... منبع :وبلاگ جمـــــــلات زیـبــــــــــا 18+ (عليرضا كشاورز)

سميرا بانو

عمر به سرعت یک چشم بهم زدن تمام میشود. همه لحظات خوبی که با خانواده و دوستانتان دارید را قدر بدانید. آنها مکمل شما در زندگی هستند. سرانجام روزی متوجه خواهید شد که آنچه که اهمیت دارد، نه مادیات، بلکه سلامتی مادر، پدر، فرزند و سایر عزیزانی است که در زندگی تان حضور دارند.