برنامه ریزی جدید ماشینکاری در شرکت.

سلام دختر گلم

مدتی است آقای مدیرعامل جدید روی طرحی پافشاری میکند به نام "تعادل کار و زندگی" و اصرار دارد که روزهای جمعه کسی سرکار نیاید و همه بروند و به زندگی شان برسند و از طرف دیگر خودش میداند که به شدت ظرفیت تولید کم داریم و اگر بخواهیم همه جمعه ها (52 روز) و روزهای تعطیل دیگر (14 روز تا آخر سال) و تعطیلات باقی مانده سالیانه هر نفر (حدود 20 روز تا آخر سال) را تعطیل کنیم ، اصلا به تعهدات نمیرسیم. به همین خاطر تنها فکری که به نظرمان رسیده است و به او پیشنهاد کردیم و قبول کرده این است که برویم و تعدادی نیروی جدید بگیریم و طوری برنامه ریزی کنیم که افراد بعد از 6 روز کار حتما یک روز تعطیل باشند ولی همه روز جمعه تعطیل نباشند یعنی مثل کارکنان بیمارستانها یا آتش نشانی که یک عده شنبه تعطیل هستند و یک عده دیگر یکشنبه و به همین ترتیب برنامه ریزی کنیم.

برای این طرح هم فقط 30 نفر اجازه جذب داده است. چیزی که به نظر من رسیده و احتمالا اجرایش میکنیم این است که به ازای هر 6 ماشین در هر شیفت کاری، یک نفر اضافه داشته باشیم و آن فرد اضافه بین ماشینهای مختلف بچرخد و هرکس که تعطیل بود ، آن فرد اضافه برود و جایش کار کند.

راستش نگرانم که پرسنل چه برخوردی با این موضوع میکنند خصوصا بعد از اتفاقاتی که روز کارگر افتاد ؛ البته مطمئنم که نیروهای ماشینکاری بیشتر از قبل از دست من شاکی میشوند چون این طرح فقط شامل ماشینکاری خواهد بود و بقیه شرکت طبق روال عادی کار خواهند کرد و از این نظر نمیدنم این طرح به نتیجه ای که مدیرعامل دنبالش هست، میرسد یا نه چون او میخواهد که با اینکار ، پرسنل زمان بیشتری را با خانواده شان باشند و رضایت بیشتری ایجاد شود ولی اینطوری که افراد روزهای جمعه که معمولا همه خانواده با هم هستند، کنار خانواده شان نیستند، شاید بدتر شود و باعث افزایش رضایت نشود.

یک مشکل دیگرمان هم این است که چطور در یک بازه زمانی کوتاه ، این 30 نفر را جذب کنیم! برای این قسمت هم خود مدیرعامل پیشنهاد کرده است که از نیروهای مازاد شرکتهای همکارمان نیرو بگیریم که الان کم کار یا بیکار شده اند و مامور شوند به شرکت ما تا سریعتر بیایند و ما هم نیرو جذب نکنیم. این هم یک نگرانی دیگر است که فرهنگ کاری ما با شرکتهای دیگر تفاوت دارد و امیدوارم مشکلی ایجاد نشود هرچند ما بیشتریم و قاعدتا ایشان باید بیایند و با ما هماهنگ شوند .

به هرحال واقعا شرایط عجیب و غریبی داریم .

از طرفی به نظرم میرسد که مدیرعامل جدید نامه هایی که برایش فرستاده بودم و وضعیت تولید را تحلیل کرده بودم را خوانده است و صحبتهایی که با او کرده بودم اثر کرده و میخواهد با معاون تولیدمان صحبت کند. گفته است بیا با هم یکی دو ساعت ، گپ بزنیم. امیدوارم یادش باشد که خواسته بودم چیزی به آقای معاون نگوید و من را خراب نکند ولی نگرانم که اینکار را میکند یا خیر. چون بعید نیست که به آقای معاون بگوید که من چه تحلیلی کرده ام و هرچند میدانم که با تحلیل من موافق است اما اینکه معاون مان بفهمد که من مستقیم با مدیرعامل مکاتبه کرده و صحبت کرده ام ، اصلا خوب نیست و نمیدانم اگر پیش بیاید، چه برخوردی میکند.

خوش بحالت که اصلا به این کارها کاری نداری و هیچ دغدغه ای جز اینکه "آیه" و "رضا" با تو بازی نمیکنند یا کیک تولدت چه شکلی باشد، نداری.

خوش بخوابی.

بابا

/ 0 نظر / 2 بازدید