آخر کار ....!

سلام دختر گلم

امروز آقای دکتر محمد خبر داد که مدیرعامل با جابجایی به مهندسی مخالفت کرده است هرچند با صحبتی که دیروز با آقای معاون داشتم حدس میزدم که ممکن است این اتفاق بی افتد چون ایشان به مدیرعامل گفته بود که اگر آقای مدیرعامل مخالفت کند خوشحال میشود و الان در پیشنهادی که داده است خودش هم مانده !! چون برای کیفیت مشکل داریم و بطور طبیعی امروز آقای مدیرعامل هم گفته که نگران کیفیت تولید است و مخالف این جابجایی است و موضوع تمام شده است. طوری داستان سریع جلو رفته که آقای دکتر محمد (به درستی) فکر میکرد که ایشان قبلا با هم صحبت کرده اند و واضح بوده.

به هرحال با این اوضاع باید بیشتر به برنامه ای که قبلا به نظرم رسیده بود، فکر کنم. تحمل بیشتر از این اوضاع تولید نحوه مدیریت آقای معاون واقعا برایم سخت شده است ؛ یک نگرانی بی جهت هم دارم و اینکه شایع شود که چون مدیران مهندسی مخالف بودند یا چون نمیتوانستم از پسش بر بیایم و .... مخالفت شده است ؛ میدانم که احتمالش هست که این خبرها رواج پیدا کند و البته کاریش هم نمیشود کرد اما خب در این اوضاع ، ادم از هرچیزی ناراحت میشود یا دلش میخواهد ناراحت شود، دنبال بهانه میگردد برای بهانه گیری و ناراحتی ! کودک درون است دیگر!

به هرحال شاید واقعا خیری درکار بوده ، شاید اگر برنامه خودم را جدی تر دنبال کنم بیشتر به نفعم باشد فقط امیدوارم در روزهای آینده و  تا زمانیکه وضعیت به همین منوال است ، مشکل حادی با آقای معاون پیدا نکنم خصوصا در کارهای تولید؛ در همین چند وقت که از مدیرکیفیت شدنم میگذرد متوجه شده ام که کارهای زیادی بوده که با حکم ایشان و بدون ثبت در جایی ، تایید شده و رد شده ایم طوری که در کیفیت تقریبا همه روی این موضوع اتفاق نظر دارند که اینکارها معمول است و تقیبا روال شده است! خدا کند گندش در نیاید و واقعا آقای معاون روی این موارد براساس تجربه و دانش خودش حکم کرده باشد والا اگر فقط جلو رفتن کار را دیده باشد و مسائل فنی را ندیده باشد واقعا جای نگرانی دارد و قاعدتا اگر بخواهم من جلوی اینکارها بایستم باید آماده تنش هم باشم؛ اوضاع کیفیت توگا خوب نیست و کیفیت کارهای تولید هم کسی از بیرون خبر ندارد که چطور است ، البته بجز مهندسی که بعضی اوقات دادشان در می آید اما بندگان خدا عادت کرده اند به اینکه کارهایی که خراب کرده ایم را بپذیرند و از خیلی چیزها هم که خبردار نمیشوند!

از وضعیت ایده آلی که روزی فکرش را میکردیم خیلی دور شده ایم طوریکه بعید میدانم بتوانیم نابسامانی هایی که داریم را برطرف کنیم.

بگذریم ، قصدم این بود که بیشتر از این دخالت در کارهای سیستمی و ... نکنم اما متاسفانه در این یکی دو هفته که فکر میکردم به مهندسی میروم کارهایی را شروع کردم که به نظرم خوب بود مثل فعال تر کردن کمیته کیفیت و بررسی روابط مدیریتهای مختلف کیفیت و یا تشویق کیفیت محصول به نقش آفرینی بیشتر در کارها  و ... که اگر میدانستم خودم مدیر کیفیت میمانم اصلا واردش نمیشدم، نه به خاطر اینکه غلط هستند ،نه، اتفاقا خیلی درستند و کمبود این روزهای توگاهستند، بلکه به خاطر اینکه حوصله اش را ندارم خصوصا که این تغییرات با روش فکری که مدیران ارشد توگا دارند اصلا همخوانی ندارد و تلاش برای بهتر شدن کیفیت یعنی کم شدن اختیارات واحدهای اجرایی و حساب خواستن از آنها و تنش ناشی از این واقعا از تحملم خارج است.

امیدوارم وقتی بزرگ شدی، تو در چنین جایگاهی نباشی.

بابا

/ 2 نظر / 2 بازدید
امیرحسین

سلام به بابای پرنیان و پوریا [چشمک] قدم نورسیده پیشاپیش مبارک. [هورا] چند سال پیش معاون آموزش دانشکده مواد در طول ثبت نام و حذف و اضافه، با درس های دانشکده دوز بازی می کرد و به نقل از منابع موثق حتی گاها موفق می شد خودش رو دو راهه کنه (امیدوارم با اصطلاحات دوز آشنا باشید [عینک] ) و کلا لذت می برد از این کار. البته دانشجویان هم عنایت خاصی به اجداد ایشون داشتن. [زبان] اوج این قضیه وقتی بود که یکی از دانشجوهای ترم آخر که کلا 12 واحدش مونده بود، می ره پیش این استاد محترم و می گه بنده این ترم فارغ التحصیل می شم و به ناچار باید دو تا درس رو بردارم که تاریخ و ساعت امتحان پایان ترمشون یکسان هست. با استاد یکی از دروس صحبت کردم و گفتن که مشکلی نیست و صرفا آموزش دانشکده باید تایید کنه تا سیستم کامپیوتری آموزش خطا نگیره و شما ثبت نام کنی. معاون محترم می فرمایند که این دو تا درس که شما می گی ساعت کلاسشون روی همدیگست و به هیچ عنوان راه نداره، حتی اگه امتحانش رو هم یه روز دیگه جز تاریخ تعیین شده در آموزش بدید، در طول ترم سر کلاس نمی تونید برید ...

امیرحسین

... (یه بار نوشتم و پاک شد، یادم نیست تا کجای داستان رو گفته بودم [وحشتناک] ) دانشجو هم با اطمینان می گه که این دو تا درس تو یک روز هستن ولی ساعتاشون با هم فرق داره. یکی از 9 تا 10:30 و اون یکی از 1:30 تا 3 هست و خطای سیستم آموزش موقع ثبت نام، صرفا به دلیل تلاقی ساعت امتحاناتشون هست. در این هنگام استاد محترم می رن پشت کامپیوترشون، وارد اکانت آموزششون می شن، چند کلیک و چند بار فشردن اعداد روی کیبورد، و آب پاکی رو می ریزن رو دست دانشجوی مذکور که: حالا ساعتاشون هم روی هم افتاد، شما نمی تونی این دو تا درس رو با هم برداری! بعله، به همین سادگی ساعت درسی که 30 نفر توش ثبت نام کرده بودن عوض شد و این اوج هنر دوز می باشد. [قهقهه] این پست رو که خوندم (و ناخودآگاه باقی پست هایی که درباره جابجایی ها در شرکت نوشته بودید اومد تو ذهنم)، به یاد این داستان افتادم. به گمونم مدیران ارشد شرکت معظم و محترم مپنا هم علاقه شدیدی به بازی دوز دارن! [خنده] شما که دوز دوست ندارید، دارید؟ [خنثی] مجددا قدم نورسیده پیشاپیش مبارک [هورا]