ارث و میراث!

سلام بچه ها گلم

این روزها دو تا از آشناها هستند که به نوعی درگیر موضوع ارث و میراث هستند و به نظرم رسید که خوب است نظرم را برایتان بگویم هرچند نمیدانم در آینده چه میشود و این نظرات ممکن است چه تاثیری روی خودمان داشته باشد!

بگذریم، اما داستان اول: یکی از آشنایان درگیر مشکلی با خانواده همسرش است ، مادر و پدر همسرش هر دو پیر و از کار افتاده شده اند ، مادر همسرش شنوایی خودش را از دست داده و آلزایمر هم دارد و ظاهرا داروهایی باید بخورد که نمیخورد و خلاصه کسی را به درستی نمیشناسد و نگهداری اش واقعا سخت شده خصوصا که یک دفعه دادهای بدی میزند حتی نیمه شب! از طرفی پدر همسرش هم کاملا از کارافتاده شده و روی ویلچر است و برای کارهای خودش نیاز به یک پرستار دارد. پدر همسرش حقوق بازنشستگی ندارد ولی 3 تا خانه دارد دو تا در یک ساختمان پایین شهر تهران که یکی را می نشیند و یکی هم دست اجاره است و یک خانه هم در شهری نزدیک تهران دارد که خالی افتاده. مشکل اینجاست که چون نیاز به نگهداری دارند بچه ها با هم قرار گذاشته اند که هر هفته یک نفر بیاید و پیش شان باشد اما پسر بزرگتر گفته که نمیتواند بیاید و نمی آید ، پسر کوچکتر هم که از خارج برگشته و الان با آنها زندگی میکند و اصلا کاری ندارد و روزها میرود سرکار و اگر برگردد شب است و بعضا هم نمی آید چون آژانس کار میکند. فقط دخترها هستند که سر موقع میروند و پیش آنها می مانند یا میبرند خانه خودشان. بچه ها هم به توافق نمیرسند که چکار کنند و چطور این مشکل را حل کنند مثلا میتوانند خانه شهرستان را بفروشند و بگذارند بانک تا با سودش خرج پرستار بدهند یا خانه سالمندان (که البته هر بار حرفش میشود کلی به آن کسی که مطرح کرده بد و بیراه میگویند و در ظاهر میگویند حاضر نیستند مادر و پدرشان را بگذارند خانه سالمندان خصوصا همان پسر بزرگتر که گفته نمی تواند نگهداری کند.!)

داستان دوم: یکی دیگر از آشنایان پدر مریضی دارند که مشخص نیست تا کی میتواند با توموری که در بدن دارد مبارزه کند و بعید نیست که تا دو سه سال آینده از دنیا برود. این پدر وضع مالی اش خوب است اما به هر دلیل الان دنبال این است که پولهایی که دارد را به کارهایی بزند که خانواده اش راضی نیستند و به همین خاطر آنرا از دست رسش خارج کرده اند و به او نمیدهند که برود و هرکاری که میخواهد بکند و حالا او هم شاکی شده و کار ممکن است به دادگاه بکشد.

نمیخواهم از نظر قانونی و اخلاقی این دو داستان را موشکافی کنم و امیدوارم خودمان به همین اختلافها دچار نشویم ولی به نظرم ارث و میراث نه حق است و نه مسئولیت یعنی گذاشتن ارث ، مسئولیت پدر و مادر نیست که اگر نگذاشتند کسی بتواند آنها را بازخواست کند و نه فرزندان حق دارند که آنرا بعنوان حق خودشان و قبل از مرگ پدر و مادر، طلب کنند و یا بعنوان حقی که دارند مراقبش باشند که هیچ کس - حتی خود پدر و مادر- هم آنرا ضایع نکنند! اساسا تا زمانیکه مادر و پدر زنده هستند ارثی وجود ندارد که کسی بخواهد مدعی آن شود ، هرچه هست دارایی ایشان است (بعنوان افرادی مستقل) که خودشان میتوانند در موردش تصمیم گیری کنند حتی ممکن است از روی ندانم کاری یا اشتباه یا به قصد کاری کنند که بعد از خودشان چیزی برای خانواده شان نماند مثلا آنرا به خیریه ببخشند یا در یک سرمایه گذاری از دست بدهند و یا کسی سرشان کلاه بگذارد و از چنگشان در آورد.

البته فکر اینکه آدم یک دارایی بالقوه را از دست بدهد واقعا دردناک است خصوصا که قابل توجه هم باشد و مشکل هم داشته باشیم ولی اینکه جلوی اعمال حق قانونی یک فرد را بگیریم که نتواند در اموالش تصرف کند (حتی اگر بخواهد آنها را ضایع کند) یا تصمیم بگیریم که در زندگی الانشان مشکل داشته باشند و با مشکلات زیاد زندگی کنند ولی اموالشان را خرج خودشان نکنیم که بماند برای خودمان واقعا انصاف نیست اصلا مگر عمر دست ماست که اینطور برایش برنامه ریزی کنیم که مثلا چون ما (به دلیل کم سن تر بودن و سالمتر بودن) بیشتر زنده خواهیم بود و او زودتر از دنیا میرود پس طوری برنامه ریزی کنیم که برای خودمان سهم بیشتری بماند، اگر ما زودتر رفتیم و آنها ماندند چطور؟ واقعا تضمینی هست که این اتفاق نیفتد؟

میدانم که این حرفها برای سنتان زیادی بزرگانه است اما خوب بالاخره روزی میرسد که مجبوریم (یا مجبورید) که بنشینید و در این موارد صحبت کنید و تصمیم بگیرید امیدوارم آن موقع هم مشکل مالی نداشته باشید و هم طوری بزرگتان کرده باشیم که به اندازه کافی دل گنده باشید که این مطالب را منطقی ببینید.

بابا

/ 0 نظر / 31 بازدید