یک درخواست عجیب!

سلام بچه های گلم

امشب که وارد این نامه دانی پدر - فرزندی شدم ، دیدم دوست نادیده ای که با نام مستعار و بدون هیچ مشخصاتی لطف کرده بودند و نظراتی راجع به یکی از این نامه ها داده بودند، 40 بار (دقیقا 40 بار) و با متنی نگران کننده درخواست کرده اند که نظراتشان حذف شود ، انگار مشکلی جدی برای ایشان پیش آمده که اینطور با نگرانی و عجله و به دفعات این درخواست را تکرار کرده بودند و راستش من هم نگران شدم که موضوع چه بوده است.

به هرحال من هم طبق درخواست ایشان رفتار کردم اما واقعا امیدوارم که مشکل خاصی پیش نیامده باشد و به خاطر نوشتن نظرشان ، که البته با هویت مجازی و ناشناس بود و تندی خاصی  یا مفهوم برخورنده ای نداشت ، برایشان مشکلی پیش نیامده باشد .

ایکاش اگر باز هم اینجا سر زدند  لااقل به من اطلاع بدهند که اصل ماجرا چه بوده است.

بابا

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دانا

در ضمن با توجه به اینکه یک سری مطالب مدیریتی هم اینجا دارید ، یک سری سوالات توی ذهنم هست راجع به مدیریت و مدیران که فکر کردم بد نیست که از شما هم بپرسم ولی باشه برای فرصت مناسب که وقت و حوصله اش هم باشد. مزاحم وقتتون نباشم. فعلاً خدانگهدار.

دانا

با سلام با احترام، بله حق با شماست.خیلی عالی بود که شما اینقدر خوب تشخیص داده اید که دو نفر به جای یک نفر برای شما کامنت گذاشته اند و دومی پسر بوده است. پسری که حتماً غرضی از این کارهایش دارد. شما روحیه و توانایی حقیقت یابی عالی دارد، که بنده با توجه به نوشته های شما انتظارش را هم داشتم. امیدوارم همواره موفق و موید باشید.

دانا

با سلام مجدد لیست کتابها را که دیدم نتوانستم اینجا چیزی نگویم. شما یک موضوع ساده را پیچیده کردید و یک داستان احتمالی توی ذهنتون درست کردید من هم وقتی داستان ساخته پرداخته ذهن شما را خواندم ماندم که چی عرض کنم. تائیدش کردم و شما دوباره خودتان و قضاوتتان را تائید کردید. چرا باید کسی دنبال امتحان کردن شما باشد؟چرا باید در مورد آدمی که نمی شناسین قضاوت کنید که حتماً پسری بوده که بیاید کامنت بگذاره با اسم یک نفر دیگر. شاید اصلاً این آدم ازدواج کرده باشه و بچه هم داشته باشه و شایدهای دیگر. فایده این همه کتاب خواندن وقتی ما توی روابط و برخوردهامون با ادمها حالا چه در دنیای واقعی یا مجازی تنها بر اساس آنچه که فکر می کنیم و احتمال می دهیم تصمیم می گیریم و قضاوت می کنیم و نتیجه گیری هم می کنیم، نه بر اساس آنچه که واقعاً هست، چیست؟ البته همه اشتباه می کنیم. ولی گاهی وقتها قضاوتها ممکن است فقط درمورد مسائل سطحی و بیخود مثل یک همچین مسئله ای نباشد. خدانگه دار.

دانا

با سلام بنده هم قصد جسارت کردن به شما را نداشتم. فقط پروسه فکری (احتمالات) شما برام عجیب بود. به هر حال بگذریم. مثل همیشه آرزومند اوقات خوش برای شما، بچه های عزیز و همسر گرامیتان. دانا پی نوشت: آوردن اسم حقیقی بنده فرقی با یک اسم مستعار ندارد، چراکه به هر حال یک غریبه ام با یک اسم. فقط هدف، تبادل فکر یا نظر است که می تونه یه خواننده بی اسم باشد. درآینده هم در این وبلاگ اگر گاهی مزاحم وقت شما شوم با همین اسم خواهم نوشت.

دانا

توضیحات 1: با سلام خوب این عدم بی اعتمادی را بنده بوجود نیاوردم. حاصل تفکرات و احتمالات و داستانهای فرضی اشتباه خودتان بود. فرض کنیم بنده اصلاً نه احتمالات شما را تائید می کردم و نه رد. نتیجه چی می شد؟؟؟ تمامی ارتباطات من در دنیای واقعی با آدمهای واقعی است. هیچ وقت در دنیای مجازی دنبال برقراری ارتباط نبوده و نیستم. ولی گاهی اوقات در سایتهای ایرانی یا خارجی ، جائیکه مطلبی نوشته شده و جا برای اظهارنظر وجود دارد و من هم فکر می کنم دوست دارم نظرم را بگویم، نظرم را می نویسم یا می گویم. وخیلی از اون نویسنده ها یا گزارشگران توی زمینه های اجتماعی، سیاسی، علمی و غیره را هم اصلاً نمی شناسم. ولی نظرم را هم می گویم و احتمالاً جوابی هم داده می شود. شما و وبلاگتون هم برای بنده جز همان دسته از نویسندگان هستید. و همانطور که هیچ وقت آن دسته از نویسندگان نه دنبال این هستند که ببینند کسی که اظهار نظر کرده زن است یا مرد سن و سالش چقدر هست یا نیست و فقط به اون اظهارنظر نگاه می کنند و از طرفی بنده هم به همین نحو، دلیلی نمی بینم که آنها من را بشناسند یا من آنها را. یا حتی اعتماد کنند یا نکنند یا بالعکس.

دانا

توضیحات 2: عملاً شما هم از نظر بنده در همین دسته از نویسندگان هستید، برای بنده مهم نبود و نیست که اصلاً شما کی هستید یا نیستید! مردید یا زنید! من فقط مطالب را می بینم و اینکه آدم است و اینکه صاحب عقل و شعور است . درمورد هویت مجازی هم ممنون. فکر می کنم خود بنده اولین بار این موضوع را مطرح کردم. البته دامنه مورد بحث بنده حتی در دنیای واقعی بود که حتی آدمهایی که دور وبرمون شاخص به نظر می رسند، ممکن است کتابها نوشته باشند و ... خودشان ذره ای به حرفهایشان شباهتی نداشته باشند، چه برسد به دنیای مجازی. در ضمن منظورمن این بود که اگر قرار بود که باز هم بیام و اینجا کامنتی بگذارم باز هم با همین نام کامنت خواهم گذاشت نه بدون نام و نه با نام دیگری که اگر آنگونه بود تصور نکنید که بنده هستم. منظورم این نبود که کشته و مرده خواندن هرروزه مطالب شما و کامنت گذاشتن و تبادل نظر هستم. عاقبت به خیر باشید. خدانگهدار.

دانا

پی نوشت آخر: شما واقعاً یک پیرزن باز نشسته در آمریکاهستید که ...؟ (اگر مثل شما قدرت داستان پردازی و پذیرفتن احتمالات ذهنی به جای واقعیات و قضاوت کردن براساس آنها را داشته باشم خوب قبول می کردم ).

دانا

(1) 1- لزومی به تاسف شما نیست! قرار نبوده رابطه مجازی پایداری با شما داشته باشم. من به حسب اتفاق گذارم به اینجا افتاد و گه گاهی می خواندم. و باز به حسب اتفاق مطلبی از شما خواندم وبا توجه به افکارو اتفاقاتی ،اظهار نظری کردم. همین. همانطور که عرض کردم شما هم مثل همان نویسندگان ناشناخته دیگرید و من هم یک خواننده گذری. 2- بحث کردن با شما یک مقدار سخته چرا که مدام چیزهای مختلف مطرح می کنید. مثلاً تا جائیکه می بینم در کامنتهای قبلیتون گفته بودید تبادل نظر در خلا کامل امکان پذیر نیست توی کامنتهای پستهای قبل از آن ابراز علاقه می کردید که اگر وبلاگ داشتم خیلی خوب می شد می توانستیم بیشتر تبادل نظر کنیم چرا که از دید شما بنده آدمی بودم فرهیخته !! در حالیکه در همان زمان هم تبادل نظربا شما در خلا کامل بود به عبارتی در آن زمان هم برای شما همین اندازه ناشناس بودم که در پستهای بعدی.

دانا

(2) 3- در مورد اینکه نویسنده این دو تا کامنت یک نفر هستند یا دو نفر شما می توانید هر کدام از آپشنهایی که نوشته اید را انتخاب نمائید. به حال بنده توفیری نمی کند. تنها من نکته ای خدمت شما که هم فرهیخته هستید و هم کتابهایی بسیاری نیز در علوم روان شناسی و اجتماعی مطالعه فرموده اید و مسلماً نه تنها از سلامت عقل برخوردارید بلکه قدرت تمییز مسائل را از یکدیگر دارید را عرض می کنم و آن، این است که : وقتی دلیل چیزی را نمیدانیم یا علت و معلول را درست نمی شناسیم یا دنبال حدسیات می رویم یا اطمینان کامل در عدم وجود عقل یا روحیه سالم در آن میان را خواهیم داشت. در حالیکه علت اصلی در همان ندانستن اولیه است یا نرسیدن عقل قضاوت کننده به دلایل ساده تر! است.به دلیل اینکه قضاوت کننده احتمالاً در روند تکامل تدریجی عادت کرده است از کاه، کوه بسازد و برای همه چیز فلسفه چینی کند! که ظاهراً ما ایرانیها در این مورد خدائیم.

دانا

(3) ولی بنده از یک جهت متاسفم، می خواستم همین امروز یک ایمیل به شما بزنم و اسم، فامیل، نام پدر، محل تولد ، شماره شناسنامه و پاسپورت همچنین اینکه در کدام دانشگاه درس خوانده ام و معدلم چه بوده و در کجا کار کرده ام و کدام دبیرستان بوده ام و در حال حاضر کجا کار می کنم را خدمت شما ارسال نمایم که به طور کامل خلا موجود از بین رفته و اعتمادسازی که مورد نظر شما است ایجاد و راه در جهت شفاف سازی مسائل آسان گردد. شاید که در این بین خدا را چه دیده ایم هم ولایتی شما و آن "دخترک" از آب در می آمدیم. که متاسفانه به قول آخوندها فضل این توفیق الهی حاصل نشد. با توجه به اینکه یک هفته ای تا ده روز عازم سفر فرنگ هستیم احتمالاً به این زودیها به اینجا سرنمی زنیم بنابراین جوابیه صادر نفرمائید چراکه کسی نیست جوابیه را بخواند.بعد از آن هم بعید می دانم علاقه ای به مطالعه این وبلاگ که حریم خصوصی شماست، داشته باشیم.امروز هم که بند و بساطمان جمع نشده و در این هیری بیری تنها محض فضولی و به قول شما از سر بی عقلی و روان رنجوری به اینجا سرزدیم. (پرچم را هم از سر عشق به وطن به ایرن تغییر دادیم فقط به خاطر شما). عزت زیاد. و تمام.