حاضر جوابی اعصاب خرد کن پرنیان!

سلام ماهانی

امشب میخواهم از تو قول بگیرم که مانند پرنیان ،  حاضر جواب نشوی چون واقعا برای هر خانه ای ، حداکثر یک عدد بچه حاضر جواب بس است و دو تا حاضر جواب واقعا از حد تحمل هر پدر و مادری خارج است!

امشب بعد از کلی کل کل با پرنیان سر اینکه فلان کار را نکن و ... مادرت به او گفت :"بچه باید هرچه که پدر و مادرش میگویند را گوش کند" در جا پرنیان برگشته و میگوید :"یعنی اگر یک مادر بدجنس به یک بچه خوب بگوید که برو و خودت را بکش ، باید بچه گوش کند؟" شیطان

یعنی من دلم میخواست که بروم و .... مانده بودیم چه بگوییم ! مادرت گفت :"پدر و مادر که حرف بد به  بچه شان نمیزنند" من هم گفتم :"هرکس که حرف بدی به تو زد، گوش نکن ، هرچه که گفت."

من و مادرت که حاضر جواب نیستیم ، پرنیان این شده ، اما تو که زیر دست پرنیان بزرگ میشوی ، نمیدانم چه میشوی!

فقط میدانم که اگر شما دوتا بخواهید با هم دست به یکی کنید ، حسابمان با کرام الکاتبین است!

بابا

/ 3 نظر / 8 بازدید
سميرا بانو

آرزوهاي زیـبــــــــــاي ويكتور هوگو براي خانواده محترم آقاي جواد فلاحي: نخست آرزو ميكنم كه عاشق شوي ، و اگر هستي ، كسي هم به تو عشق بورزد ، و اگر اين گونه نيست ، تنهايي ات كوتاه باشد ، و پس از تنهايي از كسي متنفر نباشي. آرزومندم كه اين گونه پيش نيايد ، اما اگر پيش آمد ، بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني ، برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي ؛ از جمله دوستان بد و بي وفا ، برخي متظاهر ، و برخي دوستدار ، كه دست كم يكي در ميان شان ، بي ترديد مورد اعتمادت باشد ، و چون زندگي بدين گونه است ، آرزومندم كه دشمن نيز داشته باشي ، نه كم و نه زياد ، درست به اندازه تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهد ، كه دست كم يكي از آن ها اعتراضش به حق باشد تا كه زياد به خود غره نشوي. و نيز آرزومندم مفيد باشي نه خيلي غير ضروري تا در لحظات سخت ، وقتي ديگر چيزي برايت باقي نمانده است ، همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سر پا نگه دارد. همچنين ، برايت آرزومندم صبور باشي ، نه با كساني كه مرتكب اشتباهات كوچك مي شوند ، چون اين كار ساده اي است. بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميكنند و با صبوري براي ديگران نمونه شوي

سميرا بانو

ادامه : و اميدوارم اگر جوان هستي ، خيلي زود ، رسيده نشوي و اگر رسيده اي ، به جوان نمايي اصرار نورزي ، و اگر پير شدي ، تسليم نااميدي نشوي ، چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي هاي خودش را دارد و لازم است بگذاريم در ما جريان يابند. اميدوارم حيوانات را نوازش كني ، به پرنده اي دانه بدهي ، و به آواز يك سهره گوش كني وقتي كه آواي سحرگاهي اش را سر مي دهد ، چرا كه به اين طريق احساس خوشي خواهي يافت ، به رايگان. اميدوارم كه دانه اي هم بر خاك بيفشاني هر چند خرد باشد ، و با روئيدنش همراه شوي تا دريابي چقدر در يك درخت حيات وجود دارد... بعلاوه ، آرزومندم پول داشته باشي ، زيرا در عمل به آن نيازمندي ، و براي اينكه سالي يك بار پولت را جلوي رويت بگذاري و بگويي : اين مال من است. فقط براي اينكه روشن كني كدام تان ارباب ديگري است! و در پايان ، اگر مرد باشي ، آرزومندم همسرت زن شايسته اي باشد. و اگر زن هستي ، شوهر خوبي داشته باشي كه اگر فردا خسته شويد ، يا پس فردا شادمان باز هم از عشق حرف بزنيد تا از نو آغاز كنيد. اگر همه ي اين ها كه گفتم فراهم شد ، ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم.

سميرا بانو

سلام باشه چشم ، باباي پرنيان و ماهان.